تبليغاتX

Google: Yahoo: MSN:
Image and video hosting by TinyPic
روان شناسی و مشاوره - احساسات کودکان
مرجع کوچک از مفالات و مطالب روان شناسی و مشاوره

کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.

یک روز بعدازظهر من برای کاری بیرون رفتم و دختر یازده ساله‌ام را در خانه تنها گذاشتم. بیست دقیقه بعد برگشتم و دخترم را روی تخت در حالی که به شدت هق‌هق و گریه می‌کرد دیدم. مهربانانه پرسیدم: «چه اتفاقی افتاده؟ موضوع چیه؟» اما او نمی‌توانست جواب بدهد و فقط هق‌هق می‌کرد. وحشت‌زده شده بودم، پرسیدم: «کسی اذیتت کرده؟» و او دستش را به علامت «نه» تکان داد. «خودت به خودت صدمه‌ای زدی؟» باز هم جواب «نه» بود. «برایانا! چه اتفاقی افتاده؟»

 

در میان هق‌هق گریه، شنیدم که گفت:«هم-هم-همستر». همستری در همسایگی ما بود که بچه‌ها بازی کردن با او را خیلی را دوست داشتند. من هراسان به اتاق بغلی دویدم. یواشکی نگاهی به قفس انداختم، کمی شیر روی زمین ریخته بود، اما همسترزنده بود و نفس می‌کشید! فریاد زدم: «همستر زنده است»، برایانا در حالی که همچنان اشک می‌ریخت وارد اتاق شد، او نمی‌توانست باور کند که همستر هنوز زنده است چون وقتی همستر را دیده بود پاهایش از قفس آویزان بوده و او مطمئن شده که گربه مرده است. برایانا گفت:« من دیوونه شده بودم، همستر رو برداشتم و پرتش کردم بیرون» ( چنین کاری برای دختر مهربان و نازک‌دل من واقعا کار خشنی محسوب می‌شود.) او هنوز آشفته به‌نظر ‌می‌رسید. گفتم:« آیا احساس گناه می‌کردی اگه همستر مرده بود و فکر می‌کردی در مرگ او تو مقصری؟». به هدف زده بودم! موضوع همین بود. او به علامت تایید سر تکان داد و دوباره شروع به گریه کرد، این بار من او را درآغوش گرفتم و اجازه دادم گریه کند. همچنان که او در حال آرام شدن بود ما ‌توانستیم درباره‌ی آن‌چه رخ‌داده بود و درباره‌ی واکنش او از ابتدای ماجرا تا به حال صحبت کنیم. حالا او تسلی خاطر پیدا کرده بود و از من نیز ممنون بود و ضمنا درس مهمی درباره‌ی پذیرفتن مسؤولیت بستن در اتاق موقع حضور همستر در آن‌جا ‌یادگرفته بود.

 

احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیت‌پذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک می‌تواند تاثیر عظیمی بر تقویت ( یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیت‌پذیری او دارد. کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.

 

بعضی راه‌ها که ما والدین ناآگاهانه احساسات بچه‌ها را از آن طریق سرکوب می‌کنیم عبارت اند از:
1. محافظت: «من به تو اطمینان می‌دم که گربه الان بیرون از خانه است. تو اصلا نگران این موضوع نباش»
2. تنبیه کردن:  «برای یک ماه از بازی با گربه محروم هستی»
3. حل مسأله: «چرا خوشحال نیستی؟ ما داریم می‌ریم بیرون که بستنی بخوریم و تو نباید در باره‌ اون ماجرا بیشتر از این فکر کنی»
4. نتیجه‌ اخلاقی گرفتن: «چه طور می‌تونی این‌قدر بی‌مسؤولیت باشی! من وقتی بچه بودم خیلی دختر مسؤولیت‌پذیری بودم و هرگز نمی‌ذاشتم چنین اتفاقی بیفته.»
5. انکار: «تو نباید احساس گناه کنی، تقصیر تونبود!»
6. تحقیر: «من نمی‌تونم باور کنم که تو گذاشتی چنین اتفاقی بیفته، چه طور این کار رو کردی، تو مایه‌ی خجالت هستی. من به دوستات می‌گم که تو چه‌کار کردی تا دیگه هرگز نذاری چنین اتفاقاتی بیفته.»
7. ترحم: «آه، عزیزم، اون گربه ی بد نباید می‌پرید و تو رو می‌ترسوند»
8. سخنرانی: «از حالا به بعد تو باید بیشتر دقت کنی خانوم کوچولو، من از تو می‌خوام که همیشه قبل از انجام کاری چک کنی که... »

 

و این تنها بخش کوچکی از لیست بلند سرکوب‌کننده های احساسات است. وقتی منظور ما این است که به فرزندمان به روش‌های بالا درسی بیاموزیم، اغلب نتیجه بسیار متفاوت از خواست ما از آب درمی‌آید. کودک به جای این که از اشتباهش درس بگیرد بیشتر به این توجه می‌کند که چه‌قدر ما بی‌انصاف هستیم یا چه‌قدر «آن‌ها» بد هستند. اگر ما می‌خوهیم فرزندان‌مان چیزی از خطای‌شان بیاموزند، یابد اول از احساسات صحبت کنیم و بعد در برخورد با موقعیت پیش‌آمده از احساسات مذکور استفاده کنیم.

 

بعضی روش‌ها برای حمایت از احساسات عبارت اند از: 
1. همدردی: «من احساس تو رو درک می‌کنم، من هم همین احساس رو قبلا داشتم، احساس آزاردهنده‌ایه، نه؟»
2. اعتبار بخشیدن به احساسات: «این حق توئه که چنین احساسی داشته باشی، اگه این اتفاق برای من هم افتاده بود احتمالا همین احساس رو داشتم»
3. شناسایی احساسات: «مثل اینه که حس می‌کنی ....» یا «آیا احساس ناراحتی می‌کنی؟»
4. مصمم گوش کردن: «مستقیم در چشم هایش نگاه کنید و به آن‌چه بر او می‌گذرد گوش کنید. طوری گوش کنید که انگار صمیمی‌ترین دوست‌تان با شما صحبت می‌کند. «من سراپا گوشم، من مشتاقم بدونم چی داری می‌گی»
5. کنجکاوی: «جالبه، من می‌خوام درباره‌ی احساس تو در مورد اون ماجرا بیشتر بدونم»
6. تصدیق احساسات: « تو واقعا ناراحت به‌نظر می‌رسی.» یا « من دارم ببینم که چه‌قدر عصبانی هستی»
7. دعوت به بیان احساسات: «به من بیشتر بگو. من می‌خوام بدونم چه حالی داری.»

وقتی احساسات کودک را تصدیق می‌کنید، احساس آسایش خاطر را در وجود او خواهید دید و احساس خوهید کرد که رابطه‌ی خیلی نزدیکی با هم دارید. این موقعیت فرصتِ شگفت‌انگیزی برای ارتباط با فرزندتان در اختیار شما می‌گذارد و زمانی برای نزدیک شدن احساس‌های شما به یکدیگر نیز هست. و درست در همین زمان است که شما احساس خواهید کرد واقعا به حرف یکدیگر گوش می‌کنید و حرف یکدیگر را می‌شنوید. اگر از این طریق رابطه‌ی نزدیکی با فرزندتان برقرار کنید درخواهید یافت که به این ترتیب تاثیر و نفوذ بیشتری بر افکار و تصمیمات فرزندتان خواهید داشت، حتی آن‌ها نظر شما را در مورد موضوعات مختلف خواهند پرسید!

 

وبلاگ نشاط

+ نوشته شده در  86/11/23ساعت   توسط A Z I M I  | 

 
محاسبه طول عمر شما محاسبه طول عمر شما به  سال ميلادي توسط وبلاگ عظيمي

Enter your date of birth
Month Date Year Hours



You have been living for:
In months:
In weeks:
In days:
In hours:
In minutes:
In seconds:
In Milliseconds:
Your next birthday will be in:

Free JavaScripts provided
by
The JavaScript Source

 دانلود کتاب


ضرب المثل هاي ايران قديم- غلام رضا آذرلي**** هري پاتر وسنگ كيميا- جي كي رولينگ**** هري پاتر و زنداني آزکابان-جي كي رولينگ**** هري پاتر و پرنس نيمه‌اصيل-جي كي رولينگ**** هري پاتر و محفل ققنوس-جي کي رولينگ**** هري پاتر و مقدسات مرگ-جي کي رولينگ**** شاهنامه فردوسي-حکيم ابولقاسم فردوسي**** ديوان حافظ-خواجه شيراز**** يازده دقيقه-پائولو کوئلو**** مثنوي معنوي-مولانا**** ديوان پروين-بانو پروين اعتصامي**** كليات سعدي-سعدي شيرازي**** الهي نامه عطار-شيخ عطار**** پنج گنج -نظامي گنجوي**** استادان زندگي-ماكسيم گوركي**** جن نامه-هوشنگ گلشيري**** موشها وآدمها-جان اشتاين بک**** جواهر سازي در شهر سوخته**** تهوع - ژان پل سارتر**** بيگانه - آلبرکامو /ترجمه: جلال آل احمد**** از عشق و شياطين ديگر - گابريل گارسيا مارکز**** کوري - ژوزه ساراماگو **** راز داوينچي-دن براون**** شرلوک هلمز (عينک طلايي)-آرتور کانن دويل **** آخرين وسوسه مسيح - نيکوس کازانتاکيس**** بينوايان - ويکتور هوگو**** هفتاد حکايت -گلستان سعدي **** ده داستان کوتاه - کافکا**** باغ آلبالو - آنتون چخوف**** صحراي سرخ - مايکل آنجلو آنتونيوني **** سقراط مجروح - برتولت برشت**** نون والقلم - جلال آل احمد**** مدير مدرسه - جلال آل احمد **** شرلوک هلمز- تاج الماس-دويل**** شهر شيطان زرد - ماکسيم گورکي**** طعمه - مايکل کرايتون**** پاهاي كثيف- شل سيلور استاين**** اشعار و دلگويه ها-شل سيلور استاين**** داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين**** روياهايم را مي‌فروشم- گابريل گارسيا مارکز**** اهستگي-ميلان كوندرا**** آخرين لبخند-صادق هدايت**** توپ مرواري-صادق هدايت**** سه قطره خون-صادق هدايت**** سگ ولگرد-صادق هدايت**** عروسك پشت پرده-صادق هدايت**** داش آکل-صادق هدايت**** بوف کور-صادق هدايت **** ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد...-فروغ فرخ زاد**** دو قرن سکوت - دکتر عبدالحسين زرين کوب **** صداي پاي آب - سهراب سپهري**** شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپري**** امير ارسلان نامدار**** گلستان -سعدي شيرازي**** تولدي ديگر-فروغ فرخ زاد**** مناجات نامه-خواجه عبد الله انصاري**** بودن و سرودن-محمد رضا شفيعي کدکني**** از زبان برگ-محمد رضا شفيعي کدکني**** چکمه هاي گزيده-نيما يوشيج**** ديوان رباعيات-ابو سعيد ابو الخير**** پاهاي كثيف- شل سيلور استاين**** داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين**** در ولايت هوا-هوشنگ گلشيري**** ليلي و مجنون- نظامي**** روسپيان سودازده من-گابريل گارسيا مارکز**** آخرين ايستگاه-اريش ماريا ريمارك**** سنگي بر گوري-جلال آل احمد**** برفهاي کليمانجارو-ارنست همينگوي**** شبهاي سپيد - فئودور داستايوفسکي**** ديوان شمس- مولانا**** مرغان آواره-رابيندرانات تاگور**** جاودانه ها- جبران خليل **** موش وگربه- عبيد زاكاني**** ده داستان کوتاه -کافکا-**** موش وگربه- عبيد زاكاني**** بينوايان-ويکتور هوگو**** جاسوس جنگ سرد - لوکارو**** مائده هاي زميني - آندره ژيد**** هزار و يک شب- سي داستان**** بوستان-سعدي **** صداي پاي آب - سهراب سپهري**** اسير - فروغ فرخ زاد**** آدم آدم است - برتولت برشت**** دوشيزه جوليا - يوهان آگوست استريند برگ **** دشمنان - آنتون چخوف**** سقوط ?? - پل اردمن**