تبليغاتX

Google: Yahoo: MSN:
Image and video hosting by TinyPic
روان شناسی و مشاوره - چهار شنبه سوری : بر خاکستر ما اشک و ندامت چه سود
مرجع کوچک از مفالات و مطالب روان شناسی و مشاوره

جشن های خیابانی بسیاری در دنیا برگزار می شود که برخی دارای سابقه های تاریخی دوری هستند که در امنیت کامل و بدون هیچگونه تلفات جانی و مالی به پایان می رسند مانند شب سال نو میلادی ، روز استقلال در کشورهای مختلف ، جشن هالووین و بسیاری از جشن های دیگر در جهان که هیچکدام به مسئله امنیتی سترگی که دهها دستگاه را به خود مشغول کند ، تبدیل نمی شود.

تیتر نشريات در روزهاي پاياني هر سال با آمار رو به تزايد سوختگيها، ويرانيها، ضرب و جرح اعضاء بدن و انفجار مواجهيم و تلاش نيروهاي بازدارنده و ذيربط هنوز هم نتوانسته است دراين راستا چندان مثمرثمر باشد.

سالهای نه چندان دور چهارشنبه سوری نه یک معضل اجتماعی که یک انگیزه قدرتمند اجتماعی جهت شادی و ابراز مهربانی به اطرافیان و دور ریختن کینه ها از دل و اجرای آیین های زیبایی مانند "قاشق زنی" و " فال گوش ایستادن" و آرزوی شادی برای همه بود تا زمانی که این آیین چنان مورد حساسیت قرار گرفت که واکنش جامعه را علیه کوشش های بی دریغ برای حذف آن بر انگیخت و این واکنش به سرعت تبدیل به جزئی از فرهنگ چهارشنبه سوری شد که در هیچ کجا به رسمیت شناخته نمی شود.

همه ساله ایرانیان و ایرانی تباران، چند گاهی مانده به نوروز بزرگ، جشن های مقدماتی برگزار می کنند و به پیشباز نوروز می روند.جشن فرا ملی «چهارشنبه سوری» نیز یکی از این جشن هاست که از « جشن های پیشباز نوروز » به شمار می رود و چند روز مانده به نوروز بر گزار می شود . چهارشنبه سوری از ریشه ای کهن و چند هزار ساله برخوردار است. پژوهش گران واژه «چهار شنیه سوری» را «چهارشنبه سرخ» معنا کرده اند .برخی از پژوهش گران براین باورند که این جشن ریشه در جشن کهن «گهنبار سوری » دارد که نیاکانمان در شب یکی از روزهای پایانی سال برگزار می نموده اند.

در میان ایرانیان رسم چنين بود که در آستانه نوروز، پس از خانه تکانی، یادی از در گذشتگان می کردند؛ خار و خاشاک جمع آوری شده را می سوزاندند و آخرین شب های سرد زمستان را در کنار آتش اهورایی به صبح می رساندند و با جشن و شادی به پیشباز نوروز می رفتند. ایرانیان با آتش اهورایی «گهنبار سوری» به جنگ سیاهی و پلیدی اهریمن می رفتند و نور و شادی و روشنایی را به خانه های خود می بردند. اما برگزاری چهارشنبه سوری در آخرین شب چهارشنبه هر سال ، ریشه در دوران پس از تازش تازیان به ايرانزمين دارد و، در عين حال، در گذر سده ها و هزاره ها، بسیاری از سنت ها و آیین ها به چهارشنبه سوری اضافه شده و یا از آن کاسته شده است.

آیین روشن کردن آتش بر پشت بام، اگر چه در برخی از مناطق شرقی و غربی کشور و برخی شهرستان ها و روستا ها هنوز پا بر جاست، اما در بسیاری از شهر های بزرگ کشور روی به فراموشی گذاشته است که البته این امر، با توجه به امکانات محدود مناطق مسکونی شهری، طبیعی به نظر می رسد.

اما پریدن از روی آتش یکی از آیین هایی است که در ایران باستان به خاطر احترامی که برای آتش قائل بودند، صورت نمی گرفت حال آنکه امروزه جزئی از مراسم چهارشنبه سوری است.

برخی دیگر از آیین ها مانند فال گوش، کجاوه اندازی و قاشق زنی، فال کوزه، آجیل شیرین مشکل گشا، کوزه شکنی، گره گشودن و قفل گشایی، شال اندازی، پختن آش رشته یا رشته پلو و سوار شدن بر توپ مروارید (در تهران) هم، با این که ریشه در باور های کهن دارند، اما شکل امروزی به خود گرفته اند و اگر چه هنوز در برخی نقاط به صورت پراکنده برگزار می شوند ولی در بسیاری از نقاط کشور، و خصوصا در شهرهای بزرگ، پس از انقلاب و در هیاهوی جنگ و گریز های خیابانی در شب جهارشنبه سوری، رنگ باخته اند.


ترقه زدن هم طی چند سال اخیر، به ویژه توسط جوانانی که در جستجوی تنوع و هیجان هستند، با علاقه انجام می شود و به صورت نوعی پیکار خیابانی با مخالفان برگزاری جشن چهارشنبه سوری یا، به عبارت دیگر، به صورت «جنبش چهارشنبه سوری» در آمده است. اما واقعیت این است که استفاده از ترقه های پر سر و صدا با روح اصیل و معنوی چهارشنبه سوری در تضاد است.

توليدكنندگان مواد منفجره همچنان بر ادامه كار خود پافشاري مي‌كنند و گويا به نظرمي‌رسد كه‌آسيب ديدگي جوانان نه‌براي آنهابلكه براي خانواده‌ها نيز اهميتي ندارد.

در سالهاي اخير تعدادي از نوجوان و جوانان تمايلات پرخاشگرانه خود را به صورت انفجار ترقه و فشفشه و ايجاد حريق ارضا مي‌كنند، اين قبيل كارهاي مخاطره‌انگيز ارتباط چنداني با اجراي مراسم چهارشنبه سوري ندارد.

" اين قبيل رفتارها در زمره رفتارهاي غير مسئولانه و ضد اجتماعي است كه مخاطرات فراوان جسمي و رواني براي مردم و خود مرتكبان آن بوجود مي‌آورد."
اما مي‌توان با اهتمام دستگاههاي ذيربط در مكانهاي عمومي محلهايي براي انجام آيين چهارشنبه سوري به شكل سنتي آن در نظر گرفته شود.

"اجراي اين مراسم مي‌تواند به نحوي صورت گيرد كه همه مردم اعم از كودكان و نوجوانان بتوانند آن را به صورت سنتي و بدون پيشامد حادثه و هر گونه خطري انجام دهند."

"چهارشنبه سوري "غروب آخرين سه‌شنبه سال، گفته مي‌شود برگزاري اين آيين ريشه در مذهب زرتشت دارد.

چهارشنبه سوري در گذشته با اجراي رسومات بسيار زيبا، ملايم ، تلطيف شده و دلپذيري همراه بود و به گفته يك "مردم شناس" موجب شادماني و انبساط خاطر مردم در روزهاي پاياني سال بود.


"بر اساس شواهد تاريخي ، "ابوبكر محمد بن نرشحي" در سده چهارم هجري و در زمان منصور بن نوح ساماني به جشن چهارشنبه سوري اشاره دارد و از اين مسئله مي‌توان پي برد كه اين سنت به مدت زمان مديدي پيش ازاسلام برمي‌گردد." " قاشق زني نيز بخشي از مراسم چهارشنبه سوري در گذشته بوده است كه در اين مراسم دختران و حتي گاهي پسران جوان چادر بسر كرده به در خانه دوست و آشنا مي‌رفتند و آنقدر پشت در قاشق مي‌زدند تا صاحبخانه دررا گشوده و آجيل چهارشنبه‌سوري و يا حتي گاهي كمي پول در كاسه‌ي آنان بريزد." 
مردم بوته‌هاي خشك و بي‌خطر را از گوشه و كنار جمع‌آوري مي‌كردند و آتش مي‌زدند و با خواندن شعر"سرخي تو از من، زردي من از تو " از روي آتش مي‌پريدند به اين اميد كه آتش ، تمامي دلتنگي هايشان را از آنان بازپس بگيرد.


پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و آزادی دوباره مردمان ایرانی تبار آسیای میانه، مردم این کشورها این بخت را پیدا کردند که آزادانه به برگزاری جشن های آریایی، از جمله چهارشنبه سوری، بپردازند و امروزه خوشبختانه چهارشنبه سوری در گستره پهناور فرهنگی نوروز و در بسیاری از کشورها مانند ایران، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان، قرقیزستان، داغستان، ارمنستان، ترکمنستان، شمال و غرب هند، غرب پاکستان، کردستان عراق و سوریه و ترکیه، غرب چین و جمهوری اران (آذربایجان) برگزار می شود. مردم این کشور ها، به ویژه در شهرهای دوشنبه، بخارا، سمرقند، شهرسبز، هرات، بلخ، بدخشان، باکو، منطقه قفقاز، یارکند، کاشغر و تاشغورقان، با شور و شوقی وصف ناپذیر به زنده کردن این جشن باشکوه می پردازند. در این میان مردم جمهوری اران و تاجیکستان گوی پیروزی را از دیگران ربوده اند چندان که جمهوری اران در این چند سال اخیر در شب جشن چهارشنبه سوری و نوروز، در آمد سرشار چند میلیارد دلاری از جذب گردشگران خارجی کشورهای اروپایی داشته است و گردشگران اروپایی با ذوق و شوق از راه های دور و نزدیک برای دیدن مراسم چهارشنبه سوری و مراسم جشن نوروز به جمهوری اران می روند. این در حالی است که، به خاطر سیاست های غلط دولت ايران، درآمد کشور ما از جذب گردشگران ویژه چهارشنبه سوری در حد صفر بوده است.

البته نباید فراموش کرد که برگزاری چهارشنبه سوری تنها به کشورهای یاد شده محدود نمی شود و، برخلاف تبلیغات برخی حکومت های طالبانی علیه نوروز و چهارشنبه سوری، امروزه در هر کجا از این کره خاکی که چند نفر ایرانی، تاجیک یا افغان باشند، در شب جشن چهارشنبه سوری مراسم آتش افروزی برپا می شود. در همین راستا همه ساله در بسیاری از کشورهای جهان از جمله آمریکا، استرالیا، کشورهای اروپایی، آسیایی و حوزه خلیج فارس، بسیاری از آیین های نوروزی، از جمله چهارشنبه سوری و «سیزده به در»، با حضور گسترده مردم در پارک های عمومی همراه با برنامه های شاد و نشاط انگیز برگزار می شود.


بی گمان چهارشنبه سوری هم یکی از میراث معنوی بشری است و جای دارد که به همت ایران دوستان به ثبت جهانی برسد. اما، تا فرارسيدن آن زمان، برهمه ما بایسته است که به بن مایه های معنوی این جشن کهن وفادار بمانیم.

پس برای برگزیدن بهترین شیوه ها در برگزاری آیین کهن چهارشنبه سوری باید به ماهیت فرهنگی و معنویت حاکم بر این آیین نگاه ویژه داشته باشیم .از این روی پیشنهاد می کنم برای پاسداشت این یادمان ارزشمند نیاکان و برای این که بهانه به دست بدخواهان و دشمنان این فرهنگ کهن ندهیم، به اصول زیر توجه داشته باشیم :

1 - چهارشنبه سوری یک آیین مینوی ( معنوی ) است:

آرمان برگزاری چهارشنبه سوری در گام نخست ستایش پروردگار و ارج نهادن به داده های اهورایی و پیشباز نوروز بزرگ و، در گام دوم، ستودن نیکویی های نیاکان در گذشته در آستانه بهار و نوروز است. پس این آیین را باید در یک فضای معنوی بر پا داشت که البته این به معنای هر چه شاد تر برگزار نکردن این جشن نیست.




2– از آتش درس بگیریم:

فراموش نکنیم که شعله های فروزان آتش در همه حال برای ما درس هایی آموزنده دارند، بدين صورت:

نخست این که ما نیز همچون شعله های فروزان آتش باید پیوسته روی به سوی بالا داشته باشیم و بکوشیم تا، به یاری اهورا مزدا، در راه کمال و پیشرفت در زندگی گام های مثبتی برداریم .

دوم این که در زندگی مانند آتش پویا و زاینده بوده و پیوسته در کوشش و جنبش و پویش باشیم.

سوم این که بکوشیم تا همچون آتش به دیگران گرمای عشق و محبت و مهربانی هدیه کنیم.

چهارم این که، همچون آتش، با سیاهی ها پیکار کنیم و محیط اطراف خود را روشن کنیم . برای این کار باید ابتدا خود آگاه باشیم و سپس دیگران را آگاه کنیم.

پنجم این که همچون آتش همه این کارها را در کمال آرامش انجام دهیم و محیطی همراه با آسودگی و آرامش برای خود و دیگران فراهم آوریم.

3 – از سوخت طبیعی استفاده کنیم:

در فرهنگ کهن ایران، آسیب رساندن به طبیعت، به هر نام و عنوان، کاری ناپسند است. از این روی شایسته است که در جشن چهار شنبه سوری از سوخت های طبیعی و بدون دود و آلودگی مانند چوب خشک و خار و خاشاک استفاده کنیم و از سوزاندن لاستیک، شاخه های درختان، فراورده های نفتی، بنزین و دیگر موادی که هوا را می آلایند و دود و خاکستر در محیط می پراکنند، صرف نظر کنیم. رعایت این نکته برای حفظ تندرستی افراد نیز موثر است .


4- شعله های آتش باید محدود و قابل کنترل باشند:

از برپا کردن هیمه های بزرگ و نامحدود پرهیز کنیم و پیش از روشن کردن آتش حتما وسایل لازم برای خاموش کردن آن در هنگام بروز حادثه را فراهم کنیم و وسایل کمک های اولیه امدادی را نیز همراه داشته باشیم. در صورت برگزاری جشن در پارک های بزرگ شهر و اماکن عمومی بهتر است از پیش به آتش نشانی هم اطلاع دهیم.

5- محل مناسب را انتخاب نماییم: آتش ها را در محلی بر پا کنیم که موجب سرایت آن به اطراف و آتش سوزی نشود.

6 – به هنگام پریدن از روی آتش دقت کنیم:

چنان که گفتیم، در ایران باستان، به خاطر احترامی که برای برای آتش قائل بودند، از روی آتش نمی پریدند ولی امروز پریدن از روی سه یا هفت گله آتش جزیی از مراسم چهارشنبه سوری شده است و افراد با هیجان و شادی زیادی این کار را انجام می دهند. اگر اعتقاد داشته باشیم که آیین ها باید متناسب با شرایط زمان دگرگونی یابند، می توانیم مساله پریدن از روی آتش را آسان تر بپذیریم.


برپا کنندگان چهارشنبه سوری می توانند دست ها را به دست یکدیگر بدهند و گرداگرد آتش حلقه زده و همگی یک صدا سرود های آیینی، ملی و ترانه های شاد بخوانند.

گفتن عبارات « سرخی تو از من، زردی من از تو » یا « روی پاک از تو، دامان پاک از ما » ریشه در باور های کهن دارد و مقصود از این عبارات در حقیقت نوعی تیمن و تبرک جستن از آتش زندگی زا و پاک کننده پلیدی هاست. البته این عبارات را در هنگام حلقه زدن و چرخیدن دور آتش نیز می توان بر زبان راند.

دانش امروز به خوبی ثابت کرده است که آتش خاصیت گندزدایی و پاک کنندگی دارد و بر روی روان افراد نیز تاثیر معنوی خوبی می گذارد . شاید از این روی است که از دیر باز پرستاران آتش از آن یاری می جویند تا پاکی بیرونی و درونی را برای آن ها به ارمغان آورد.


7 – به دنبال هیجان کاذب نباشیم:

هیجان واقعی چهارشنبه سوری در معنویت توام با عشق و مهر شعله های آتش فروزان که در درون شما نیز زبانه می کشد، نهفته است. هیجانات کاذب، مثل ترقه زدن و فشفشه پراندن، آن هم از نوع پر سرو صدای آن، هیچ ارتباطی با روح اصیل و معنوی چهارشنبه سوری ندارد. شاید در سال های اخیر به خاطر محدودیت هایی که از سوی مراجع رسمی در اجرای چهارشنبه سوری صورت گرفته و سخنانی که در نکوهش این آیین کهن بر زبان آورده اند ، جوانان از روی لجاجت خواسته اند که این جشن کهن را پر سرو صدا تر برگزار کنند تا به دیگران بگویند که ما به کسی اجازه نمی دهیم که به هر عنوانی آیین نیاکان ما را تضعیف کنند.

سخنی با کار به دستان

متاسفانه، صدا و سیما و برخی دیگر از رسانه ها طی چند سال اخیر کوشیده اند تا ضمن نادیده گرفتن ریشه های تاریخی جشن چهارشنبه سوری، تصویری غلط از این جشن در اذهان مردم ایجاد کنند و در همین راستا از چهارشنبه سوری به عنوان «ترقه بازی های خطرناک و مرگ آفرین آخرین شب چهارشنبه سال» نام می برند. برخی نیز با استفاده از تریبون های رسمی می کوشند تا به گونه ای وانمود کنند که جشن چهارشنبه سوری، «جشن آتش پرستان» بوده است و امروز برگزاری آن از ارزش و اهمیت فرهنگی برخوردار نیست.

اگر امروز جشن چهارشنبه سوری به جنگ و گریز خیابانی جوانان با نیرو های لباس شخصی و نیروی انتظامی تبدیل شده است گناه آن را باید به پای کسانی نوشت که بدون مطالعه و گاه از سر تعصب خشک مذهبی به ستیز با این جشن فرهنگی زیبا، پر معنی و معنوی برآمده اند.

فراموش نکنیم که در زمان سلطه خلفای جبار بر سرزمین های ایرانی، روشن کردن آتش جشن سده و چهارشنبه سوری بر بام خانه ها، نوعی مبارزه مدنی و تظاهر به آیین های ایرانی و به ریشخند گرفتن فرمان های حکومتی بود که فلسفه برگزاری این آیین های پر معنی را نمی فهمیدند و، به اسم مبارزه با سنت های مجوس و آتش پرستی، با این آیین ها مبارزه می کردند. مردم در آن زمان متحد و یکپارچه این آیین های کهن را حفظ کردند تا امروز به ما رسیده است و در گذر تاریخ هر تلاشی برای کم رنگ یا نابود ساختن آن با شکست مواجه شده است .

فراموش نکنیم که هیچ قدرتی نمی تواند با فرهنگ یک ملت مبارزه کند. حتا فرهنگ های مهاجم هم این قدرت را ندارند که یک فرهنگ مادر و بومی را ریشه کن کنند. پس سطحی نگاه کنندگان و نا آگاهان بهتر است خود را در برابر یک ملت قرار ندهند و بکوشند تا، در گام نخست، روح اصیل و معنوی حاکم بر آیین کهن چهارشنبه سوری را خود بیاموزند و، سپس، مردم و به ویژه جوانان را آگاه کنند . چهارشنبه سوری چنان با فرهنگ ما آمیخته است که به هیچ روی از هم جدا شدنی نیستند.

نوروز و چهارشنبه سوری را نه تنها اعراب و مغول ها نتوانستند بر بیاندازند بلکه این جشن های معنوی ایرانیان بوده است که دشمنان فرهنگی ایرانیان را از پای در آورده اند. پس بیایید با آیین های شاد ملت خود آشتی کنیم و بیش از این فرهنگ یک ملت را به تمسخر نگیریم که از این رهگذر جز ناله و نفرین عایدمان نمی شود. همه ملت ها، و از جمله ملت ایران، به جشن و شادی نیاز دارند و بی گمان این جشن ها و آیین های شاد است که ایران را تاکنون زنده نگه داشته است. این نوروز و مهرگان و شب چله و چهارشنبه سوری و سده است که ملت ایران را زنده نگه داشته است.

پس بر ما و شماست که پیوسته قلوه سنگ های درشت و خشن ماتم و اندوه و سوگواری را از کشت زار روح و روان ایرانیان بیرون آوریم و به دور اندازیم و بذر شادی و نهال سرزندگی و مهر را در آن بکاریم.


نوروز پشت در دل هامان به انتظار نشسته است،

پنجره دل های خود را به روی بهار شادی ها بگشاییم

نوروز را به خانمان و میهن خود فرا بخوانیم!

 چهارشنبه سوری در شهرهای مختلف تهران

در تهران قديم، بوته‌هاي خشك را از بيابان‌هاي اطراف جمع مي‌كردند و با شتر به شهر مي‌آوردند و در محلات مختلف مي‌چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته‌هاي خشك و اسباب و اثاثية كهنه و شكسته‌اي را كه پس از خانه‌تكاني بيرون گذاشته شده بود جمع مي‌كردند و با آنها آتشي درست مي‌كردند كه همه بايد از روي آن مي‌پريدند و مي‌خواندند: «سرخي تو از من، زردي من از تو.» فشفشه و هفت‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجك‌هاي دستي كه نوجوانان امروزي مي‌سازند و با انفجار آنها شيشه‌هاي ساختمان‌ها به لرزه مي‌افتد، خبري نبود.

شيراز

در شيراز به دو شب چهارشنبه‌سوري گفته مي‌شود: يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال)‌ و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.

با توجه به ارادتي كه شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال مي‌گيرند.

شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي كشور چهارشنبه سوري مي‌گويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه مي‌كنند. آنها را آتش زده و از آتش مي‌پرند و مي‌گويند: زردي من از تو ، سرخي تو از من.

در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د‌ر آب حوض ماهي آب‌تني مي‌كنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر مي‌كنند. اين كار هم به خاطر سلامتي و هم به خاطر مهدگرمي انجام مي‌شود.

همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت حضرت احمد بن موسي شاه‌چراغ (ع) مي‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌هاي واجب‌التكريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادي دارند و شب زيارتي شاه چراغ شب جمعه مي‌باشد.

فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوري نيز نزد زنان شيرازي مرسوم است و زني كه بخواهد فال گوش بايستد چادر سر كرده، نيت مي‌كند و در گوشه‌اي در كوچه مي‌ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل مي‌زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده مي‌داند.

رسم است كه بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست مي‌كنند. به اين منبر، مرتضي علي مي‌گويند. از جمله مراسم ديگري كه شيرازيان دارند پخت آشي است به نام “آش ابودردا”؛ بعضي معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي مي‌پزند.

در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نابالغي را وامي‌دارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود.

باز رسم است در شيراز دخترهاي بخت بسته به محل معروفي به نام “خانه سيد ابوتراب” كه در داخل شهر در كوچه “شيشه‌گرها” واقع شده است مي‌روند و زير درخت كهنسالي كه در آن خانه وجود دارد حلوا مي‌پزند و بين فقرا تقسيم مي‌كنند و از صاحب آن خانه يعني “سيد ابوتراب” كه گويا سيد بزرگواري بوده و ششصد سال قبل از اين مي‌زيسته و صاحب كرامت بوده حاجت مي‌خواهند.
در اين شب شيرازيان “بوخوش اسفند” را در آتش مي‌ريزند كه خانه را معطر كند. بوي “بوخوش” خاصيت گندزدايي هم دارد و از گذشته‌هاي دور مورد توجه مردم بوده است.

ازجمله خوردني‌هايي كه شب چهارشنبه سوري شيرازي‌ها ميل مي‌كنند آجيل چهارشنبه سوري است كه بدان آجيل شيرين هم مي‌گويند. اين آجيل مخلوطي است از كشمش، نخودچي، مغز بادام، مغز گردو، انجير،‌ مويز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك يا تخمه، گندم برشته، بدنجك، قصب، خارك (نوعي خرماي خشك) و قيسي.

در شيراز به دو شب چهارشنبه سوري گفته مي‌شود يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سلا) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمي به عمل مي‌آيد كه كاملاشبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل‌تر مي‌باشد.

مردان و زنان شيراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدي (آبي كه از قنات ‌آرامگاه سعدي يا حوض ماهي جريان دارد) شست‌وشو كنند، تا سال ديگر بيمار نمي‌شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبي در اطراف جدول مزبور ديده مي‌شود.

گيلان

در آخرين سه‌شنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان‌ها آيين‌هاي خاصي اجرا مي‌شود.

در شب چهارشنبه‌سوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد.

اسپند و كندر را دود مي‌كنند، گلاب را به صورت خود مي‌زنند و شمع را به نيت روشنايي روشن مي‌كنند..
گيلاني‌ها خاكستر آتش‌افروز شب چهارشنبه‌سوري را صبح چهارشنبه پاي درخت‌ها مي‌ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور مي‌شوند و كساني كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج مي‌شوند.

آجيل مخصوص چهارشنبه سوري هم كه در همه جاي ايران مرسوم است، فسلفه عميقي دارد. اجزاء اين آجيل رنگارنگ و زيبا همه از دانه‌هاي خودردني و رستني‌هايي است كه بيش از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت مي‌گيرد. در واقع مجموعه آجيل چهارشنبه سوري طبقي است آراسته از هدايا و دهش‌هاي خاك كه رابطه انسان و طبيعت را تاييد و تاكيد مي‌كند.

در بسياري از ايل‌ها و نيز در نقاط كوهستاني ايران از جمله دهكده‌هاي كوهستاني گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دلبستگي بيشتري دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش‌افروزي را در شب چهارشنبه برگزار مي‌كنند. دور ريختن وسيله‌هاي كهنه و فرسوده زندگي در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد.

در گيلان دخترانِ دم‌بخت را غروب چهارشنبه‌سوري با جارو مي‌زنند و از خانه بيرون مي‌اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند.

مازندران

رسم چهارشنبه‌سوري در مازندران با برپايي هفت بوته‌ي آتش به نشانه‌ي هفت فرشته و امشاسپند اجرا مي‌شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدي و مرگ را مي‌سوزاند.

مردم مازندران سرخي آتش را نشانه‌ي سلامت و گرمايش را زندگي بخش مي‌دانند.

مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت‌ها با آتش سخن مي‌گويند: ”زردي من از تو، سرخي تو از من، سرخي آتش مال ما، زردي ما مال شما، چهارشنبه‌سوري مي‌كنيم، سينه بلوري مي‌كنيم. گل چهارشنبه سوري، درد و بلا رو ببري” سپس آش “چهل گياه” مي‌پزند كه دوا و درمان است. صداي برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده‌ي شروع مراسم قاشق‌زني است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچه‌ها قاشق‌زني مي‌كنند و مي‌گويند: ”اي اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه”.

وي ادامه داد: در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه‌ها مي‌روند و در پشت پنجره يا دكه‌ي كسب فال گوش مي‌ايستند تا ببينند پدري با دخترش چه مي‌گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير مي‌كنند.

استان مرکزي

يكي از آيين‌هاي ايراني كه ساليان بسيار طولاني در قلمرو فرهنگي ايران برگزار شده است، آيين چهارشنبه‌سوري است؛ به عبارت ديگر گستره برگزاري جشن چهارشنبه‌سوري، حوزه حضور فرهنگ ايراني را نشان مي‌دهد.

در بسياري از روستاهاي استان مركزي رسم بر اين است كه جواناني كه نامزد دارند از روي بام خانه دختر، شال خود را پايين مي‌اندازند و دختران در گوشه شال، شيريني و تخمه مي‌پيچند. اين رسم را شال‌اندازي مي‌گويند. از ديگر رسم‌هاي چهارشنبه سوري، مراسم قاشق زدن است كه مردم و بعضا كودكان كاسه و قاشق را به هم كوبيده و در پشت در نهان مي‌شوند و صاحبخانه نيز تخم‌مرغ يا تنقلاتي داخل كاسه مي‌گذارد.

آشتيان

در آشتيان از توابع استان مركزي، مرسوم است كه كوزه‌اي خالي را از بالاي بام در شب چهارشنبه سوري به پايين مي‌اندازند. اهالي اين كار را به اين نيت انجام مي‌دهند كه قضا و بلاي خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بيرون برود.
از ديگر رسم‌هايي كه در شب چهارشنبه سوري در آشتيان مرسوم است، رسم قاشق زني است كه در اين رسم عمدتا دختران، چادري به سر كرده و بر در خانه اهالي محل رفته و با قاشق به كاسه مي‌كوبند. صاحب خانه كه مقصود آنان را خوب مي‌داند، به آنها آجيل و شيريني‌ مي‌دهد.
فالگوش ايستادن به وسيله دختران دم بخت نيز در غروب چهارشنبه سوري بين اهالي آشتيان مرسوم است.

آذربايجان

خريد چهارشنبه آخر سال ازجمله سنت‌هاي قديمي مردم تبريز در اين روز محسوب مي‌شود.
كودكان نيز چهارشنبه سوري را به خاطر ترقه‌ها، آتش ‌افروختن‌ها و خريدهايش دوست دارند. چرا كه بخشي از خريد سنتي اين روز مخصوص كودكان مي‌باشد و مردم براي بچه‌هاي خود اسباب‌بازي مي‌خرند. پسربچه‌ها به خريد (ماشون) ماشين اسباب‌بازي و تفنگ علاقه زيادي نشان مي‌دهند و اكثر دختر بچه‌ها اسباب بازي چهارشنبه آخر سال را “قولچاخ” يعني عروسك مي‌خرند.
خانم‌هاي خانه‌دار هم به خريد “آينا” و “دراخ” (يعني آيينه و شانه) و همچنين “سوپورگه” (يعني جارو) مي‌پردازند و مي‌خواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند.

خريد آجيل چهارشنبه سوري از ديگر بخش‌هاي خريد سنتي اين روز در تبريز مي‌باشد. شهر تبريز كه به خاطر آجيل‌هاي متنوع و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتي نيز آجيل مخصوص را دارد.
«شال ساللاماق» يا «باجالئق» از جمله سنت‌هاي قديمي آذربايجاني‌ها در چهارشنبه‌ي آخر سال محسوب مي‌شود. برخي از جوانان و نوجوانان آذربايجاني با برداشتن شال يا توبره‌اي در چهارشنبه سوري خود را براي اجراي اين رسم قديمي آماده مي‌كنند و اغلب با تاريكي هوا به خانه‌ي دوست و آشنا و فاميل و حتي ديگران مي‌روند و شال خود را آويزان مي‌كنند؛ به طوريكه ديده نشوند.
در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دريچه‌اي براي تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان مي‌شد؛ تا صاحبخانه هديه‌اي را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتي ديگر يافته است. براي مثال در را مي‌كوبند و وقتي صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشي از شال را به داخل خانه در حاليكه‌ي گوشه‌ي شال را در دست دارند، در را به روي صاحب‌خانه مي‌بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار مي‌كنند.

هديه‌ گذاشته شده در داخل شال مي‌تواند چيزهاي مختلفي باشد كه از آن جمله مي‌توان به انواع شيريني و آجيل چهارشنبه سوري و ميوه و ... اشاره كرد.
در شب چهارشنبه گروهي از جوانان در كوچه‌ها يا پشت‌بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش مي‌كنند و سپس از روي آن پريده و مي‌گويند
”اتيل باتيل چارشنبه
بختيم آچيل چارشنبه
باش آغديم ديش آغديم
بوردا قالسين”

در همين شب گروهي از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام‌ها يا كنار پنجره‌ها به فال گوش ايستاده و بعضي نيز بر سر چهار راه ها مي‌ايستند تا به صحبت‌هاي عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفته‌هاي آن‌ها تفسير و تعبير نمايند.
صبح روز چهارشنبه دم دماي طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه‌سازها رفته و ضمن شادي و تركاندن ترقه سه يا هفت بار از روي آب مي‌پرند و براي خود در سال جديد آرزوي سلامتي مي‌كنند.
وي ادامه داد: گروهي نيز با اعتقاد بر اين كه آب‌ها هنگام تحويل سال از نو متولد مي‌شوند، كوزه‌هاي كهنه خود را شكسته و كوزه‌هاي تازه را با آب پر مي‌كنند تا بعدا در سال جديد به كنج اتاق‌ها بپاشند يا در مشك بريزند يا چايي دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهي براي آنها در سال جديد مايه بركت باشد.

اجراي اين مراسم مي‌تواند به نحوي صورت گيرد كه همه مردم اعم از كودكان و نوجوانان بتوانند آن را به صورت سنتي و بدون پيشامد حادثه و هر گونه خطري انجام دهند."
" شهرداري نيز مي‌تواند بوسيله مراسم آتش بازي و چراغاني ،اين تمايلات را به صورت مناسبي هدايت و برآورده كند."
" برخي از سودجويان كه كارشان تهيه و فروش مواد منفجره است براي رواج كار خود نوجوانان را به خريد وسايل انفجاري و احتراقي تشويق مي‌كنند كه اين قبيل افراد بايد شناسايي شده و توسط مراجع قانوني با آنان برخورد مناسب صورت گيرد."
"جوانان بطور كلي نوعي حالت نوجويي و تنوع طلبي دارند و رفتار آنان گاهي همزمان با تمايلشان براي ابراز خشونت شكلهاي پرخاشگرانه به خود مي‌گيرد."
" اين قبيل جوانان براي نمونه باپدر و مادران خود نيز گاهي حالت پرخاشگرانه دارند."
" متاسفانه در سالهاي اخير،ايجاد انفجار و احتراق به بهانه چهارشنبه سوري بيش از آنكه منشاء رواني داشته باشد نوعي مد و پيروي از روش غلطي است كه به سرعت در بين جوانان تسري يافته است."
"اين قبيل رفتارها شكلي از اظهار هيجان جوانان و به نوعي پيروي از يك نوع مد اجتماعي است."
" مي‌توان به منظور تخليه انرژي جوانان و جلب رضايت آنان ، توانايي جوانان را در اين روز به صورت جشن يا راهپيماييهاي هيجان انگيز همچون راهپيمايهاي ورزشي، هدايت و راهنمايي كرد."
"هر گونه برخورد حذفي و شديد ، بدون توجه به زمينه‌هاي اصلي اين تمايلات مي‌تواند نتيجه معكوس داشته باشد و جلوگيري از برگزاري مراسم چهارشنبه‌سوري موجب تشديد عكس‌العمل شديدتر جوانان به شكل پر خاشگرانه مي‌شود."

+ نوشته شده در  86/12/28ساعت   توسط A Z I M I  | 

 
محاسبه طول عمر شما محاسبه طول عمر شما به  سال ميلادي توسط وبلاگ عظيمي

Enter your date of birth
Month Date Year Hours



You have been living for:
In months:
In weeks:
In days:
In hours:
In minutes:
In seconds:
In Milliseconds:
Your next birthday will be in:

Free JavaScripts provided
by
The JavaScript Source

 دانلود کتاب


ضرب المثل هاي ايران قديم- غلام رضا آذرلي**** هري پاتر وسنگ كيميا- جي كي رولينگ**** هري پاتر و زنداني آزکابان-جي كي رولينگ**** هري پاتر و پرنس نيمه‌اصيل-جي كي رولينگ**** هري پاتر و محفل ققنوس-جي کي رولينگ**** هري پاتر و مقدسات مرگ-جي کي رولينگ**** شاهنامه فردوسي-حکيم ابولقاسم فردوسي**** ديوان حافظ-خواجه شيراز**** يازده دقيقه-پائولو کوئلو**** مثنوي معنوي-مولانا**** ديوان پروين-بانو پروين اعتصامي**** كليات سعدي-سعدي شيرازي**** الهي نامه عطار-شيخ عطار**** پنج گنج -نظامي گنجوي**** استادان زندگي-ماكسيم گوركي**** جن نامه-هوشنگ گلشيري**** موشها وآدمها-جان اشتاين بک**** جواهر سازي در شهر سوخته**** تهوع - ژان پل سارتر**** بيگانه - آلبرکامو /ترجمه: جلال آل احمد**** از عشق و شياطين ديگر - گابريل گارسيا مارکز**** کوري - ژوزه ساراماگو **** راز داوينچي-دن براون**** شرلوک هلمز (عينک طلايي)-آرتور کانن دويل **** آخرين وسوسه مسيح - نيکوس کازانتاکيس**** بينوايان - ويکتور هوگو**** هفتاد حکايت -گلستان سعدي **** ده داستان کوتاه - کافکا**** باغ آلبالو - آنتون چخوف**** صحراي سرخ - مايکل آنجلو آنتونيوني **** سقراط مجروح - برتولت برشت**** نون والقلم - جلال آل احمد**** مدير مدرسه - جلال آل احمد **** شرلوک هلمز- تاج الماس-دويل**** شهر شيطان زرد - ماکسيم گورکي**** طعمه - مايکل کرايتون**** پاهاي كثيف- شل سيلور استاين**** اشعار و دلگويه ها-شل سيلور استاين**** داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين**** روياهايم را مي‌فروشم- گابريل گارسيا مارکز**** اهستگي-ميلان كوندرا**** آخرين لبخند-صادق هدايت**** توپ مرواري-صادق هدايت**** سه قطره خون-صادق هدايت**** سگ ولگرد-صادق هدايت**** عروسك پشت پرده-صادق هدايت**** داش آکل-صادق هدايت**** بوف کور-صادق هدايت **** ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد...-فروغ فرخ زاد**** دو قرن سکوت - دکتر عبدالحسين زرين کوب **** صداي پاي آب - سهراب سپهري**** شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپري**** امير ارسلان نامدار**** گلستان -سعدي شيرازي**** تولدي ديگر-فروغ فرخ زاد**** مناجات نامه-خواجه عبد الله انصاري**** بودن و سرودن-محمد رضا شفيعي کدکني**** از زبان برگ-محمد رضا شفيعي کدکني**** چکمه هاي گزيده-نيما يوشيج**** ديوان رباعيات-ابو سعيد ابو الخير**** پاهاي كثيف- شل سيلور استاين**** داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين**** در ولايت هوا-هوشنگ گلشيري**** ليلي و مجنون- نظامي**** روسپيان سودازده من-گابريل گارسيا مارکز**** آخرين ايستگاه-اريش ماريا ريمارك**** سنگي بر گوري-جلال آل احمد**** برفهاي کليمانجارو-ارنست همينگوي**** شبهاي سپيد - فئودور داستايوفسکي**** ديوان شمس- مولانا**** مرغان آواره-رابيندرانات تاگور**** جاودانه ها- جبران خليل **** موش وگربه- عبيد زاكاني**** ده داستان کوتاه -کافکا-**** موش وگربه- عبيد زاكاني**** بينوايان-ويکتور هوگو**** جاسوس جنگ سرد - لوکارو**** مائده هاي زميني - آندره ژيد**** هزار و يک شب- سي داستان**** بوستان-سعدي **** صداي پاي آب - سهراب سپهري**** اسير - فروغ فرخ زاد**** آدم آدم است - برتولت برشت**** دوشيزه جوليا - يوهان آگوست استريند برگ **** دشمنان - آنتون چخوف**** سقوط ?? - پل اردمن**